علت بیان نشدن توقیت توسط اهلبیت (علیهم‌السلام)
[الغیبة للنعمانی] «عن أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى خُرُوجُ الْقَائِمِ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه فَقَالَ یَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لَا نُوَقِّتُ وَ قَدْ قَالَ مُحَمَّدٌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ.»(1)
«ابی بصیر گفت: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: فدایت شوم حضرت قائم (
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) چه وقت خروج می‌کند؟ فرمود: ای ابومحمد ما اهل بیت (علیهم‌السلام) وقت تعیین نمی‌کنیم محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: وقت‌گذاران دروغ گویند.»
چرا اهلبیت (علیهم‌السلام) برای ظهور امام زمان وقتی رو تعیین نکردن و برای توقیت(2) حرمت قائل شدن؟
چند دلیلی که در جواب این سوال ممکنه به ذهن ما خطور کنه:
1. اگه اهلبیت (علیهم‌السلام) برای ظهور آقا امام زمان(
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) وقتی رو تعیین می‌کردن، راه رو برای سوءاستفاده شیادان باز می‌ذاشتن. ولی با مشخص نشدن وقت برای ظهور شاهد این امر هستیم که در طول تاریخ انحرافی از بابت توقیت توسط  شیادان صورت نگرفته.
2.  همونطوری که مردم در غیبت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) نقش داشتن باید در ظهور ایشون هم نقشی رو ایفا کنند، اگه تعیین وقت توسط ائمه اطهار (علیهم‌السلام) صورت می‌گرفت دیگه برای ایجاد شرایط ظهور و ایفای نقش، مردم خودشون رو موثر نمی‌دونستند و این با فرهنگ اهلبیت (علیهم‌السلام) سازگار نیست.
3.  دلیل مهمتر اینه که شیعه سالها رنج و مرارت کشیده و این رنج‌ها رو به امید ظهور و فرج امام زمانش تحمل کرده، اگه برای ظهور وقتی تعیین می‌شد و شیعیان علم به این داشتن که امام تا سالی که برای ظهور مشخص شده، ظهور نمی‌کنه، اثری منفی از لحاظ  روحی و روانی برای شیعیان داشت و باید اونها این رنج‌ها رو تا زمان مشخصی به جون می‌خریدن ولی با عدم توقیت، امید برای اینکه امام زمان (
عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) هر لحظه ممکنه ظهور کنه و شیعیان از این مرارت‌ها نجات پیدا کنن بیشتر می‌شد و باعث پویایی شیعه می‌گشت.

پی نوشت:
1. بحارالأنوار ج52، ص119، باب21
2. توقیت به معنای تعیین وقت است.
لینک مرتبط:




طبقه بندی: برداشت های غلط،  تربیت مهدوی، 
برچسب ها: فرهنگ اهلبیت(علیهم‌السلام)، توقیت، كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، شیعه، امید ظهور، پویایی شیعه، غیبت امام زمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 شهریور 1391 توسط حسن گندمکار
در پست قبلی موضوع نیابت عامه رو بررسی كردیم در این پست به این موضوع  كه مراد از نایب امام (علیه‌السلام) چه كسی و یا كسانی هستند؟ پرداخته می‌شه.
 از فتنه‌هایی كه در آخرالزمان توسط دشمنان دین القاء می‌شه بی نیازی کاذب از فقهاست. طبق حدیثی از امام زمان علیه‌السلام که فرمودند: «فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا...» در مواقع ضروری زندگی چه اجتماعی و فردی باید به رواة حدیث که منظور در اینجا همون نایب عام امام زمان علیه‌السلام است رجوع بشه .
مراد از نایب امام (علیه‌السلام) کسى هست كه در زمان غیبت اون وجود مقدس، از طرف ایشون سرپرستى جامعه‌ شیعه رو بر عهده داره.
 نایب‌ها به دو گروه تقسیم مى‌شن:
1. نایب خاص: شخصیه که به طور مشخص و معین از طرف امام معرفى مى‌شه. نایب‌های خاص، چهار نفر بودن که از سال شروع غیبت(سال 260 هـ .ق) به مدت هفتاد سال(تا سال 329 هـ . ق) نیابت حضرت رو بر عهده داشتن. اسم اونها به ترتیب: عثمان بن سعید عمرى، محمد بن عثمان بن سعید عمرى، حسین بن روح نوبختى و على بن محمد سمریه.
2. نایب عام: شخصیه که به طور مشخص و معین؛ از طرف امام معرفى نشده. بلکه داراى صفات و ویژگی‌هایی هست که یک نایب باید داشته باشه (این ویژگی‌ها، علاوه بر اینکه عقل به اونها اشاره داره، در روایات هم به اونها اشاره شده) و این شخص، به نیابت از امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) سرپرستى جامعه شیعه رو بر عهده داره؛ ولى چون به صورت مشخص و به نام از طرف امام معرفى نشده نایب عام معرفی مى‌شه.



حالا باید روشن بشه  که کدوم گروه از افراد جامعه شیعه مصداق نایب عام هستن و وظیفه سرپرستى بر دوش اونها گذاشته شده؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: برداشت های غلط،  فتنه های آخر الزمان،  تربیت مهدوی، 
برچسب ها: نایب خاص، نایب عام، فقها، شیعه، مجتهد، توقیع، جانشین، فقیه، اسلام شناس، دین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 خرداد 1391 توسط حسن گندمکار
وقتی شیعیان در غیبت صغری با مسأله غیبت امام عصر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) آشنا شدند زمینه غیبت دراز مدت ایشون فراهم اومد، امام (علیه‌السلام) از نظرها ناپدید شدن و دوران فراغ ظاهری شیعیان از امام(علیه‌السلام) آغاز شد.  این بخش از زندگی حضرت، با وفات آخرین نائب خاص از نواب چهارگانه شروع شده و پایان اون رو کسی جز خدا نمی‌دونه.
 از اون جایی که احتمال می‌رفت حضور عادی امام در میون مردم، به شهادت ایشون منجر بشه و در نتیجه امامت و رهبری، که رمز حركت  و حیات شیعه هست، در اهدافش ناکام بمونه، این غیبت طولانی آغاز شد، تا امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) به عنوان محور باقی بمونه و روزی به رهبری ایشون، دین حق، جهانی بشه. به این علت و علت‌های دیگه‌ایی که در فلسفه غیبت موجوده [1] (كه انشاء‌ الله در آینده به این فلسفه خواهیم پرداخت) حجت خدا از نظرها غایب میشه و مثل خورشید پشت ابر نور افشانی می‌كنه.[2]
دیدار نگار آشنا میخواهیم

وصل گل نرگس، از خدا میخواهیم

 بر دردِ دلِ خسته ما، وصل، دواست

هجران زدگانیم، دوا میخواهیم

---------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی:

1 ـ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، 110 ج.
2 ـ مفید، محمد بن محمد نعمان، الارشاد فى معرفه حجج‌ا... على العباد، 2 ج، ترجمه و شرح سید هاشم رسولى محلاتى، تهران: علمیه اسلامیه.

انشاء الله این مطلب را ادامه خواهیم داد




طبقه بندی: تربیت مهدوی، 
برچسب ها: گل نرگس، غیبت صغری، نائب خاص، شهادت، شیعه، غیبت كبری، فلسفه غیبت، پرده غیبت، غیبت طولانی، رهبری، دوا، وصل، دیدار، دردِ دلِ،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 خرداد 1391 توسط حسن گندمکار

در فرهنگ دینى ـ قرآن و روایات شیعه و سنّى ـ بحث معرفت و شناخت امام و اعتقاد به او، از اهمیتى ویژه برخوردار است؛ به گونه‌اى که در ردیف اصول اعتقادى؛ یعنى، توحید، نبوت و معاد شمرده شده است.

ادامه مطلب


طبقه بندی: برداشت های غلط،  فتنه های آخر الزمان، 
برچسب ها: اصول اعتقادی، شیعه، سنی، ولایت پذیری، فرمانده، امام زمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390 توسط حسن گندمکار
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات