تبلیغات
طلبه جوان - بازشناسی خط عبور

استفاده از مهدویّت در امر تربیت، در دو صورت آسیب زا خواهد بود.
1- هنگامی که فهم و عمل ما از این اصل اعتقادی ، به صورت حصاربندی جلوه گر شود
2- هنگامی که موضع ما در قبال آن به حصارشکنی منجر شود.
منظور از حصار بندی ، دور نگه داشتن و قرنطینه سازی افراد از بدی و نادرستی است که صد البته این " قرنطینه سازی "...
خود یکی از منشأ های آسیب زاست زیرا ما با این کار توانایی مقابله افراد در مواجهه با درستی و نادر ستی را کاهش می دهیم .
شاید قرنطینه سازی در مدت زمان کوتاهی جواب دهد و در زمانهای اولیه تربیت درست باشد اما اگر یک اصل برای تمام زمانهای تربیتی قرار گیرد قطعا اشتباه است .
از سوی دیگر، حصارشکنی و قراردادن افراد در معرض مواجهه با جریان های مختلف فکری و عملی، بدون فراهم آوردن قدرت تحلیل و مقاومت در آنان نیز منشأ آسیب زایی است.
 اصل در تربیت دینی، مرزشناسی است. یعنی باید در جریان طبیعی زندگی، در مواجهه با بدی ها و نادرستی ها، توانایی تبیین و تفکیک میان خوبی و بدی را با دلیل در افراد فراهم آورد و این مستلزم آن است که فرد در متن موقعیت ها قرار داشته باشد زیراتربیت مهدوی، تربیت برای محیط باز است .تربیت در این شکل، به دقت، هم چون آموختن حرکت در یک میدان مین است. مصون رفتن در جاده ی کناره، هنری نمی خواهد و آموزشی نمی طلبد. اما مسأله این است که تربیت دینی و مهدوی، جاده ی کناره ندارد، بلکه درست از میدان مین می گذرد و نمی توان از آن کناره گرفت. از سوی دیگر، بی پروا دویدن در این میدان نیز سر مارا به باد خواهد داد. تنها با آموختن بازشناسی خط عبور، می توان در این میدان حرکت کرد.
در ذیل توجه شما را به مضمون حدیثی از امام صادق علیه السلام جلب می کنم ؛امام صادق علیه السلام فرمودند : "....دیدگان مؤ منان بر او خواهد گریست و همچون واژگون شدن کشتی در امواج دریا، واژگون و زیر و رو خواهند گردید..." . [1]
 مرزشناسی با تقوای حضور ملازم است، نه با تقوای پرهیز. مرز شناسی مصونیت در متن موقعیت را جست وجو می کند، نه مصونیت در قرنطینه را.
پیرو مهدی (عج) با تربیت شدن برای زیستن در چنین محیط بازی، از انتظار انفعالی ظهور وی به دور خواهد بود و در اثر ارتباط سازنده با جریان های فکری دیگر، انتظاری پویا را نسبت به ظهور، آشکار خواهد ساخت. انتظار پویا به معنای فراهم ساختن فعالانه ی زمینه های ظهور است.
پاورقی:
[1] المفضل بن عمر الجعفی قال: سمعت الشیخ - یعنی ابا عبداللَّه علیه السلام - یقول: «ایاکم و التنویه، أما واللَّه لیغیبن سبتاً من دهرکم و لیخملن حتی یقال: مات؟ هلک؟ بأی واد سلک؟ و لتدمعن علیه عیون المؤمنین و لیکفأن تکفأالسفینه فی أمواج البحر فلا ینجو الا من أخذاللَّه میثاقه و کتب فی قلبه الایمان و أیده بروح منه و لترفعن اثنتا عشرة مشتبهة لا یدری أی من أی، قال: فبکیت ثم قلت له: کیف تصنع؟ فقال: یا أباعبداللَّه -ثم نظر الی شمس داخلة فی الصفه- أتری هذه الشمس؟ فقلت: نعم، فقال: لأمرنا أبین من هذه الشمس.» مفضل بن عمر جعفی گوید: شنیدم که شیخ - یعنی امام صادق علیه السلام - می فرمود: «مبادا علنی کنید و شهرت دهید. بدانید به خدا قسم، حتماً مدت زمانی از روزگار شما غایب خواهد شد و بی تردید پنهان و گم نام خواهد گردید تا آن جا که گفته شود: آیا او مرده است؟ هلاک شده است؟ در کدامین سرزمین راه می پیماید؟ و بدون شک،دیدگان مؤمنان بر او خواهد گریست و هم چون واژگون شدن کشتی در امواج دریا، واژگون و زیرورو خواهند گردید. پس هیچ کس رهایی نمی یابد مگر آن کس که خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را در دل او، نقش کرده و با روحی از جانب خود تأییدش فرموده باشد. بی تردید، دوازده پرچم اشتباه انگیز که شناخته نمی شود کدام از کدام است، برافراشته خواهد شد...». غیبت نعمانی (ترجمه غفاری)، صص 218-219.




طبقه بندی: تربیت مهدوی، 
برچسب ها: تربیت دینی، تربیت مهدوی، انتظار پویا، زمینه های ظهور، انتظار انفعالی، مرزشناسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 آبان 1390 توسط حسن گندمکار